به گزارش شهرآرانیوز؛ سال ۱۱۲۲ قمری بود که حاجی محمد جعفرآقا فراهی تصمیم میگیرد املاک و داراییهای خود را «وقف موبد و حبس مُخلد دینی» کند. او تولیت موقوفات را نیز بر عهده اولادش قرار میدهد و پس از فوت آنها هم «بطنا بعد بطن و نسلا بعد نسل» میکند؛ یعنی اداره موقوفات را بر عهده فرزندان ذکورش میگذارد.
حاجی محمد جعفر همچنین در انتهای وقفنامه مینویسد که: «و بعد از انقراض ایشان، العیاذبالله، املاک مسفوره (نوشته شده) را وقف نموده است بر روشنایی و مصالح مسجد جامع کبیر مشهد معلی.» منظور از این مسجد جامع که حاجی آقا فراهی در آن زمان (در دوره صفویه) از آن یاد میکند، مسجد جامع گوهرشاد است. او تولیت املاک و داراییهای خود را پس از انقراض نسلش برعهده تولیت مسجد گوهرشاد میگذارد.
اما این وقفنامه نکته قابلتأمل دیگری هم دارد. حاجی آقای فراهی در طول زندگی خود کتابهایی را هم که در تملک داشته، در کنار وقف املاک خود وقف میکند؛ زیرا که بسیار نگران از بین رفتن این کتابها بوده است. او در انتهای وقفنامه مینویسد: «و کتب مفصله ضمن را بر طلبه علیه مکان مشهد مقدس معلی، بِر واقف موافق حفظه الله تعالی.»
حاجی همچنین برای هرکدام از موقوفههای خود تولیتهای جداگانهای هم در نظر میگیرد؛ بدین گونه که: «تولیت املاک موقوفه مذکوره با ناظر مسجد جامع مذکور و تولیت کتب مسفوره با اعلم و اصلاح و اورع علما عظام و فضلا کرام دین ارض مقدس خواهد بود.» گزارش پیش رو، شرحی است بر این ماجرا.
در وقفنامههای مربوط به مسجد گوهرشاد این نخستین وقفنامهای است که در آن به وقف کتاب و توجه به جویندگان دانش اشاره شده است. یعنی از زمان ساخت مسجد به دستور گوهرشاد آغا (در دهههای نخست قرن ۹ قمری) تا زمانی که حاجی آقافراهی (در دوره صفویه) تصمیم به وقف کتابهای خود به مسجد جامع گوهرشاد را میگیرد، وقفنامهای با موضوع کتاب و کتابخانه برای این مسجد دیده نمیشود.
حدود دویست سال بعد، میرزا صدرالدین نجدالسلطنه درسال ۱۳۳۶ قمری، بخشی از سهام مزرعه خود را در تربت حیدریه با میرزا ابوالقاسم مجتهد سرابی مصالحه و وقف میکند. در بخشی از این وقفنامه آمده است که: «هرگاه در مسجد جامع گوهرشاد کتابخانهای تأسیس شد و لوازم ابقای آن از خارج به عمل آمد، از بقیه درآمد این موقوفه همه ساله، سیتومان به عنوان مساعدت و کمک خرج بدهند و هرگاه تأسیس نشد همه ساله مبلغ مزبور را داده، کتب علمیه از حدیث و تفسیر و فقه و اصول و لغت و حکمت و ... خریده به اهل علم مجانا هدیه بدهند که مِلک آنها باشد.»
اما با وجود این دو وقفنامه هیچگاه مقدمات تأسیس کتابخانهای در مسجد جامع گوهرشاد فراهم نشد. شاید این امر نیازمند حضور یک عالم کتاب دوست بود تا با پیگیریهای مجدانهاش تأسیس کتابخانهای درخور را برای این مسجد محقق کند.
در دهههای نخست قرن چهاردهم خورشیدی سید سعید طباطبایی که اصالتا اهل نائین بود، بخشی از املاک و داراییهای خود را وقف مسجد جامع گوهرشاد کرد. شاید در نگاه اول این وقفنامه شبیه صدها وقفنامه دیگری باشد که طی قرنهای گذشته به شمار دیگر وقفهای مسجد مزبور اضافه شدند، اما جنس وقفهای این واقف با دیگر وقفهای مسجد گوهرشاد فرق دارد.
سید سعید طباطبایی در سال ۱۲۵۵ خورشیدی در نائین متولد شد. پدر او میرزا نصرا... از سادات حسنی نائین بود. سید سعید از همان سالهای نخست کودکی به کتاب و کتابخوانی و تحصیل علم به شدت علاقهمند بود و مقدمات تحصیل را در اصفهان گذراند.
در همان سالها ظلالسلطان فرزند تندخو و مستبد ناصرالدین شاه والی اصفهان بود و از هیچ کاری برای فشار و سختی بر مردم دریغ نمیکرد. روحیه مبارزهطلبی نیز در وجود سید سعید جولان میداد و نمیتوانست در مقابل ظلمهای آشکار ظلالسلطان ساکت بنشیند. به همین دلیل او نیز گام در دنیای مبارزات سیاسی گذاشت و پس از گذشت سالها هنگامی که ندای مشروطیت همه ایران را فراگرفته بود، در زمره مشروطهخواهان درآمد.
از همه اینها که بگذریم روحیه علمی و دانش اندوزی سید سعید، غلبه بیشتری بر دیگر خصلتهای وجودی او داشت. پس از گذر از دوران مشروطه، فعالیتهای فرهنگیاش بر مبارزات سیاسی او غلبه پیدا کرد و این نقطه آغاز خدمات فرهنگی سید نائینی به شهر خود بود؛ با همت او چندین مدرسه در اصفهان افتتاح شد.
در کنار این خدمات، تأسیس چاپخانه توسط او اقدامی مهم در مسیر توسعه فعالیتهای فرهنگیاش بود. نگاه او به چاپ و نشر، اقتصادی نبود بلکه میخواست خدمتی به اسلام و فرهنگ کشورش کند. سید سعید نخستین مدرسه به سبک مدارس جدید را با نام «گلبهار» در اصفهان تأسیس کرد. این اقدام او پس از سفرش به عتبات و دیدارش با مرحوم نائینی اتفاق افتاد.
پس از انقراض قاجاریه و استقرار حکومت پهلوی در اوایل قرن چهارده خورشیدی سید سعید تصمیم گرفت تا اصفهان را ترک کند و در دیار توس سکنی گزیند. سال ۱۳۰۸ خورشیدی او به مشهد مهاجرت کرد. چند سال پس از حضور او در مشهد واقعه گوهرشاد به وقوع پیوست و خفقان شدیدی در شهر مشهد حاکم شد. پس از این واقعه کتابخانه آستان قدس غیرفعال شده بود و طلاب و دوستداران کتاب به دلیل شرایط به وجود آمده از حضور در کتابخانه محروم شدند.

سید سعید که همه عمر خود را وقف فرهنگ کرده بود، تصمیم گرفت تا به نوبه خودش کمکی به حل این مسئله کند. او بخشی از املاک خود در اصفهان را فروخت و املاکی در مشهد خریداری کرد. پس از مدتی هم مایملک خود را وقف مسجد جامع گوهرشاد کرد.
از جمله این موقوفات ۵ هزار جلد نسخه خطی و کتاب چاپی بود که این امر سبب تأسیس کتابخانه مسجد گوهرشاد شد. او حتی منافع وقفی یکی از باغهای خود را برای کمک به خرج و مخارج کتابخانه در نظر گرفت. یکی از رقبات سید سعید طباطبایی قطعه باغی در روستای ابرده بود که به نام «باغ کتابخانه» مشهور است.
از آنجا که سید سعید مردی اهل علم و کتابشناس بود، نسخههای خطی نفیسی در کتابخانه او وجود داشت. از زمان تأسیس کتابخانه در سال ۱۳۲۲ خورشیدی به همت دیگر واقفان بعدی بر تعداد نسخههای خطی این کتابخانه نیز افزوده شد.
تا زمانی که سال ۵۱ خورشیدی فهرست نسخههای خطی سید سعید طباطبایی منتشر نشده بود، کسی از ارزش بالای این نسخههای وقفی خبر نداشت. در دهه ۵۰ خورشیدی به همت ایرج افشار و محمدتقی دانشپژوه قرار شد تا نسخههای خطی کتابخانههای شهرستانهای ایران فهرست و توسط نشر فرهنگ ایران زمین منتشر شود.

سال ۵۱ کتابی با عنوان «فهرست چهار کتابخانه مشهد» نوشته عبدا... نورانی، کاظم مدیرشانهچی و تقی بینش منتشر شد و در آن کتاب فهرست بخشی از نسخههای خطی گوهرشاد در اختیار پژوهشگران قرار گرفت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی کتابخانه آستان قدس برآن شد تا فهرستی کامل و جامع از نسخههای این کتابخانه فراهم کند. مرحوم دکتر محمود فاضل یزدی، استاد دانشکده الهیات فردوسی، همت گماشت و فهرستی مفصل از این نسخهها ارائه داد. البته چهار جلد آن به همت او منتشر شد و جلد پنجم نیز توسط براتعلی مقدم یکی از فهرستنویسان کتابخانه آستان قدس رضوی آماده شد.
